غافقي نقل كرده است، ولي تا وقتي كه آثار اين دو منتشر نشده است1 من وسيلهاي براي سنجش ميزان دين او به اين دو موٴلف در دست ندارم.
دو تأليف مهم ابن بيطار به ملك صالح تقديم شده، بنابراين آنها در دههٴ پنجم سدهٴ سيزدهم، تأليف شدهاند؛ اول
الجامع و بعد المغني. ابن ابي اُصيبِعه شاگرد ابن بيطار بوده و با او در اطراف دمشق به گردآوري گياهان پرداخته است.
تأثيري را كه كتاب جامع ابن بيطار اعمال كرده نميتوان با اهميت واقعي آن قياس كرد.
واقعيت اين است كه اين كتاب خيلي دير ظاهر شد. از اين نظر تا سدهٴ نوزدهم، ترجمه نشد.
آندريا آلپاگو (نيمهٴ دوم سدهٴ پانزدهم)، آن را براي تكميل واژهنامهٴ قانون ابن سينا مورد استفاده قرار داد.
خواص ليمو كه او ترجمه كرد اثر خود ابن بيطار نيست، بلكه اثر ابن جامع (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم) است، كه ابن بيطار آن را در كتاب خود نقل كرده است. گيوم پوستل (1510 ـ 1581)، شايد نخستين خاورشناس غربي بود كه به ابن بيطار توجه كافي مبذول كرد. در سدهٴ هفدهم و هجدهم، عدهٴ معدودي از وي پيروي كردند. با اين حال، نخستين ترجمهٴ كامل به يكي از زبانهاي غربي فقط در 1842، پديدار شد2.
يا. يهوديان غربي
دربارهٴ حَرِزي ¿ فصل فلسفه، دربارهٴ سمويلبن تبوّن ¿ قسمت مربوط به مترجمان عربي به عبري.
ابراهيم آراگوني
چشمپزشك يهودي كه در حدود 1253، از آن جا كه يهوديان هم مشمول شكنجه و آزار آلبيگاييان شده بودند دچار محدوديتهاي زيادي شدند، ازجمله شورايي كه در 1246، در بزيه منعقد شد، آنان را از اشتغال به كار پزشكي در ميان مسيحيان منع كرد. در اينجا ابراهيم براي نشاندادن اين ممنوعيت و بهانهٴ گريز از آن ذكر ميشود. در 1253، از او دعوت شد تا آلفونس امير پواتو و تولوز و برادر سنلويي را معالجه كند، وي به خاطر تصميم شورا خودداري كرد، ولي سرانجام، مجبور شد آن دعوت را بپذيرد.